آنچه یافت می نشود آنم آرزوست …

شنیدین که از هر چی بدت میاد لاجرم به سرت میاد

آره دیگه شده حکایت من در طی دوران تحصیل همیشه سعی کردم با حفظ فاصله جانبی از کنار سیگنال ها فیلترها و تئوری احتمالات رد بشم و سعی کردم که یه جوری کار کنم که به این مباحث نیاز نشه.

اما حالا بحث فرق کرده در یک حمله انتحاری یا همون خود زنی آگاهانه رفتم سراغ این مباحث. یعنی الان عمده کارم سیگنال هست و بیس ریاضی که لازم دارم بر اساس احتمالات

دیروز رفتم اولین جلسه یکی از کلاسام. همون فرآیند هست که تو ایران درسش میدن و من نگرفتم!

حالا نه اینکه بد باشه ها اما استادش جزوه و پاورپوینت و اینا نداره می نویسه ما هم باید بنویسیم! بله عهد قجره انگار!

منم سردردم شروع شده بود و الان که دارم اینو مینویسم رکورد 24 ساعت سردرد خودمو زدم. هیچ درمان گیاهی و دارویی و شیمیایی هم جواب نمی ده. از سر صبح هم اومدم آفیس اما دریغ از ذره ای کار مفید.

و حرف آخر دلم یه چای خوشرنگ خوشبوی غیر تی بگ میخاد که اینجا یافت می نشود.

Advertisements
این نوشته در سوغاتی از شرق دور ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای آنچه یافت می نشود آنم آرزوست …

  1. پگاه :گفت

    عزیزم من که کاملا درکت میکنم. من الان سال هاست که دارم خودمو به خاطر چسبیدن به این مبحث فحش میدم. حالا من چون از اول رفتم تو این خط، ترجیح دادم گرایش عوض نکنم. تو چرا یه همچین اشتباهی کردی آخه؟ ;)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s