به خوابت آمدم، نبودی! بودم اما تو ندیدی …

بعد یادم باشد بیام بنویسم از این هم لبی جدید که از کشور دوست و برادر ونزوئلا اومده

اولا که اومده بودم یه کم یه جوریم میشد از اینکه تو جلسه موقع توضیح کارم تپق بزنم (درست نوشتم؟!)

الان که این دوست جدید رو می بینم می فهمم نه بابا اونقدا هم بد نبودم

خیلی باخاله همه کپشن شکلاش اسپانیولی هست :)

حالا میام بدم می نویسم سر صبر

اومدم بگم آقا من دیشب خواب بدی دیدم

تا نصفش خوب بودا ییهو بد شد

با چنان تپش قلبی از خواب بلند شدم که گفتم الانست که سکته کنم

دیدین تو این فیلما طرف در یک لحظه پا میشه میشینه، دروغه من به شخصه می فهمیدم بیدار شدم چون همون دیگه قلبم داشت میومد تو دهنم و سکته و اینا… اما اصلن یهو ننشستم. دروغ میدن به خوردمون کیلو کیلو …

خلاصه رفتم از تو وب گشتم ببینم خوابم تعبیر داره یا نه! آخه مژگان معتقده من خوابام درسته .

نوشته بود یکی برات دسیسه میکنه و میافتی تو دردسر!!!! کلن روزمو ساخت با این تعبیرش….

امروزم سومین کوئیز این درسه بود تازه یواش یواش داره میاد دستم که این استاده چه جوریه و اینا احتمالن تا با روشش آشنا بشم کلن ترم تموم شده.

پ.ن 1: راستی تا نیمه تیتر از حسین پاکدل بود.

Advertisements
این نوشته در خيال ناپخته رؤيای خام می‌پزد ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای به خوابت آمدم، نبودی! بودم اما تو ندیدی …

  1. کویریات :گفت

    وبلاگ نو مبارک خیر باشه ان شالله.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s