قاصدکم راه گم کرده … آرزوهایم را تک تک به گوشش خوانده بودم …

دیدن یه موقعی دیدن یه جمله یه شعر یه فیلم یا حتی یه آدم می شه یه نقطه عطف تو زندگی؟

امروز یه ایمیل به دستم رسید:

بنده ای به خدا گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا آرزو کنم؟

خدا گفت: شاید نوشته باشم هر چه آرزو کند ….

ناخودآگاه لبخندی روی لبم اومد

بله آقای خدا آرزوها داریم ما لطفن به ترتیب اولویت رسیدگی نمایید

با احترام

یه بنده ی شاکیِ ناراضی ;)

Advertisements
این نوشته در یه روز خووووب, خيال ناپخته رؤيای خام می‌پزد, روی ماه خداوند را ببوس ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s