بایگانی ماهانه: ژوئیه 2012

شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش…که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

روابط بین آدما به نظرم خیلی پیچیده تر از اونی هست که بشه براش یه قانون کلی نوشت و اونو تعمیم داد به موارد دیگه. معتقدم از یه آدم به آدم دیگه همه چیز می تونه تغییر کنه یعنی رفتار … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در افسردگی های پنهان | دیدگاهی بنویسید

هی فلانی زندگی شاید همین باشد …

بله بله این کابوس امتحان جامع من هم به پایان رسید دیروز امتحان رو دادم خیلی پیچیده شد درست یک روز قبلش بهم گفتن که فردا قطعی شده؛ تا 3 صبح آفیس بودم و اسلاید درست می کردم اما مهم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دکتر شدن از آدم شدن هم سخت تره!, درس خارج فهم :دی, روی ماه خداوند را ببوس | دیدگاهی بنویسید

شادی بی بهانه با بهانه ….

خوان اصلی رد شده کلی جون گرفتم هیجان زده ام، نه برای رفتن به سفر برای دیدن دوستان چند سال هست ندیدمشون برام سالها گذشتته این هیجان باعث می شه که نتونم رو کارای الانم تمرکز کنم و این یه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یه روز خووووب, خيال ناپخته رؤيای خام می‌پزد | ۱ دیدگاه

انتظار …

این خوان لعنتی رد نمی شه برم مرحله بعد این روزها تنها دارم صفحه ایمیل را رفرش می کنم انتظار انتظار اما اونا ریلکس درگیر روال اداری هستن و من همچنان ریفرش می کنم گاهی اوقات از این دفترچه کوچیک … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در افسردگی های پنهان | دیدگاهی بنویسید