فرهنگ ناب ایرانی …

دو سه شب پیش رفتیم شام بیرون با دوتا از بچه های سنگاپوری که ژانویه گذشته یه سفر به ایران رفته بودن

داشتیم می پرسیدیم که چه طور بود و چگونه؟!

برای لحظاتی از سادگی شون شوکه می شدم از اینکه چه راحت به آدما اعتماد کردن

از اینکه چقدر بعضی آقایون ایرانی وقیح و بی نزاکت تشریف دارن

از پیشنهادات بی شرمانه در لابی هتل بگیرین تا تنه زدن و متلک انداختن در سطح شهر

البته اونقدر آدمای منفی نگری نبودن که اینا رو تعمیم بدن به کل ایرانی ها و اینا رو تنها ب عنوان بخشی از سفرشون تعریف کردن

ما که کلن یا اوه مای گاد گویان بودیم یا ریلی و آن بیلیوبل گویان

عاشق گز و پشمک بودن و بندگان خدا کله پاچه هم خورانده شده بودن :دی یکی بهشون گفته بوده می برتشون غذای اصیل ایرانی می ده بهشون!!! هنوز بعد از این همه مدت وقتی داشت راجع به کله گوسفند زبون بسته حرف میزد تنش مور مور میشد

تهران و اصفهان و شیراز و یزد رفته بودن و کلی هم بهشون خوش گذشته بود

اما ما موندیم و یه علامت تعجب بزرگ توی سرمون از اینکه ماشاا..شون باشه این آقایون دسته گل

… اینو بگم که خیلی جوک بود

تو لابی هتل (بخوانید راهرو مسافرخانه ای در خیابان ناصرخسرو تهرون :دی. نمی دونم والا اینو از کجا پیدا کرده بود میگفت که یه هاستل گرفته قیمتش خوبه بعدن کاشف به عمل اومد که کجا بوده) از جوانکی پرسیده دستشویی کجاست جوانک فداکار قصه ما گفته همراهیش میکنه توی همون مسیر راهرو تا دستشویی تو فیسبوق اد کردتش

من تا یه ربع می خندیدم به این سرعت عمل بالای جناب مراد :دی بلی جوانک مراد نامی بوده گویا!

Advertisements
این نوشته در تهران من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s