آخر هفته خود را چگونه گذراندید؟

هوسم کرده بود که یه غذایی بپزم که توی این دو سال اصلا سراغش هم نرفتم.

حالا یا به علت تنبلی و یا به دلیل فقدان اعتماد به نفس!

مسلما فسنجون خیلی خیلی با سطح اعتماد به نفسم ناسازگار بود برای همین عزم باقالی پلو کردم. می دونستم یه بسته باقالی خشک دارم

اما…

دردناک اون لحظه ای است که باز می کنی بسته باقالی رو و می بینی که تاریخ مصرفش گذشته. این به جرات یکی از بدترین دپرسینگ تایم های لحظه ای زندگیم بود. تمام پلن آخر هفته ام ریخت به هم و سطح شادی زندگی ام سقوط کرد.

اما تصمیم گرفتم تسلیم نشم و ته چینی به پا کردم، بله البته ته چین واقعی که نه یعنی توش مرغ نبود فقط پلو ته چینی که با کباب ماهی تابه سرو شد و از عالم غیب هم طعام بهشتی (بخوانید فسنجون هانی) رسید و آری این چنین بود برادر که ما آخر هفته خود را شاد گذراندیم.

یکی از فرسایشی ترین کارهای خانه البته مطمئنا بعد از گردگیری رفتن به طبقه 2 و لاندری کردن است. که به علت فقدان لباس تمییز در کمدم مجبور به انجامش شدم

و امروز قراره هفته ای متفاوت را آغاز کنم …

Advertisements
این نوشته در وسواس گرفتم؟!, یه روز خووووب, بفرمایید ناهار ... ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s