روی ماه خداوند را بوسیدم …

دیروز صبح رفتم پاسم رو تحویل آرامکس دادم برای سفارت، بلی ظاهرن دولت فخیمه یو اس آ منو قابل دونستن که به ملکشون یه سر بزنم، البته حالا بهتره صبر کنم تادستم برسه، وا… چه میدونم یهو اینا جو گیر می شن می زنن همه چی رو خراب می کنن. فعلن فرض بر اینه که من ویزا گرفتم.

بعدش وقتی برگشتم آفیس ایمیل چک کردم و دیدم به به انتخاب هم شدم برای یه 1000 دلار کمک هزینه. البته نمی دونم معیار انتخاب چی بوده ولی خوب به ما چه. نتیجه اش عالی بود :)

بلی دیگه این جور شد که الان اعتماد به نفس حسابی زده بالا می خواهم چند قدم فیلی بزرگ تو کارم بر دارم (فیلی بزرگ یعنی دیگه خیلی بزرگ).

تنها کاری که می تونم بکنم اینه که بگم شکر. مرسی خدا جون که هنوزم که هنوزه حواست به من هست.الان درست از اون موقع هاست که دوست دارم روی ماهتو ببوسم.

یه دوست خوب اومد اینجا از استکهلم. دلم از برای این دوستای با صفا پر کشیده ….

Advertisements
این نوشته در مدرسه, یه روز خووووب, روی ماه خداوند را ببوس ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s