از سنگاپور تا سانفرانسیسکو

بله اینگونه شد که سفر به پایان رسید

می گن عمر سفر کوتاهه ها اما مال من واقعن کوتاه بود

هنوز خواب تنظیم نشده مجددن تحمیل کردیم که تغییر کنه

خوب بود ولی سرد بودا، سرد با ژاکت هم نه سرد کاپشنی

کنفرانس خوب بود. یعنی برای من عالی بود. آدمای خوب. کارای خوب. نتورک خوب

ته اش هم جایزه د موست ابنوویتیو پیپر رو بردم تا به خودم ثابت بشه که الکی نبوده کارام :)

بعدم که رفتم سان فرانسیسکو که سرد و گرمش قاطی بود نمی فهمیدم کجا سرد و کجا گرمه و البته که با حسرت به این گلدن گیت بریج هی نگاه کردیم اما دریغ از اینکه این ابرها 1 سانت جابه جا بشنا ما که فقط پایه پل رو دیدیم

از حواشی سفر هم که بماند بهتر است …

شاید یه بار دیگه باید برم اینبار خاطرات بهتری با خودم بیارم.

Advertisements
این نوشته در افسردگی های پنهان, سوغات فرنگ ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s