آلن دلون لب ما

یه پسره اومده تازگی تو لب ما سال اول آندرگرد هست برای اینترنشیپ تابستونه اومده

در اصل کمبریج درس می خونه.

قضیه اینه که کلن صدا و تصوریرش به سنش نمیاد

یعنی کمن کلن آدمایی که دور و برم بودم و صداشون این اندازه خاص و گوشنواز بوده

خوب در دنیای هنر آدم خیلی صداهای خوب میشنوه که دوسشون داره و ازشون خاطره داره مثل صدای آلن دلون که وقتی می شنوم یاد فیلم های سینمایی عصر جمعه زمان بچگیهام می افتم.

یا مثلن صدای آقای رادو دنیایی متفاوت :) من واقعن صداشو دوست دارم

حالا تو عالم واقع یکی پیدا شده با یه صدایی توی همین مایه ها

بعد ادب کلامش هم هست همچین بگ یور پاردن و مای پلیژر میگه بیاید و ببینید.

خلاصه صدای خوبیست و تنها صداست که می ماند من هنوز اسمش رو یاد نگرفتم

وسط تز نوشتن تو حلقم گیر کرده بود بیام اینو برای ثبت در تاریخ هم که شده بیام بنویسم.

تمام.

 

Advertisements
این نوشته در مدرسه, خيال ناپخته رؤيای خام می‌پزد, سوغاتی از شرق دور ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s