بایگانی دسته بندی ها: خونه

خونه ی مادربزرگه دیگه بی مادربزرگه

روزهای سخت یه عنوان خیلی خیلی کلی هست. به نظرم تو هر دوره زمانی یه روزهایی مفتخر به دریافت این عنوان می شن که روزهای بعدتر و سالهای بعدتر بیشتر به یک شوخی شبیه میشه که اون روزا روزهای سخت … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در افسردگی های پنهان, تهران من, خونه, غمواره | دیدگاهی بنویسید

اصلا آش اماج خوردین تا حالا؟!

امروز بحث آش بود همه چی از آش رشته شروع شد و من از آشی تعریف کردم که به نظرم اسمش آش عماج بود و توش لبو داشت :) اما ظاهرا اسمش اماج هست این آش رو مامانجون درست می … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یه روز خووووب, بفرمایید ناهار ..., خونه | دیدگاهی بنویسید

To Tehran with love

4 روز. فقط 4 روز دیگه مونده تا برم دلم بدجور تنگه 1 سال شد، سخته خیلی سخته قراره وقتی برگردم 2 ماه بعدش برم یه جای دور اما این بار می خوام تعداد روزاش کم باشه خیلی کم سفر توی … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در تهران من, خونه, روی ماه خداوند را ببوس, عید اومده خونه تکونی کن دلتو | دیدگاهی بنویسید

به نظرتون برق کیلو چنده؟

شب دیروقته خوابم میاد گیج خوابم می رم می خوابم درجه اتاق رو 26 می ذارم می خوابم. فاجعه درست از اونجا شروع شد که احساس می کنی دمای هوا به طور بدی بالاست اول پتو رو کنار می زنی … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در مدرسه, خونه | دیدگاهی بنویسید